نود و هشت برو که بر نگردینخواستیم خیر، برو تا شر نگردیتو را دیگر نگویم حول و لاحوالناامیدی بر تو نیست هیچ ، محالناتو را حق است که نامت خوک باشدنُت سازت چنین ناکوک باشدحلول شد چون بهارت سیل آمدگ
الذین و والذین روز به روز بدتر از اینآمد عید و نه انگار لاله گون شدچرا آمد ، چرا از ما دَوُن شدبه قول آن پدر بزرگ خدابخشکه عید آمد چرا انگار که خون شدبهار آمد که دشت گردد پر از گلچرا پس اینچنین
شعر ارسالی در مورد محمدیه و مهرگانخدایا مردم این شهر زجای جای این ایرانستز قزوین و همدان و به تهران و ز گیلانستبه دور هم شدند جمع و بساختند شهر زیبا رابساختند شهر الگو را، بساختند چون فریبا
به نام خداسلام علیکم به همه شما براران ، خاخوران . عید شما مبارک ، ایشالا صد سال نه به این سال به آن سالان خُبمیدانم که همه ی شما در خانه قرنطینه هستید و از بیکاری کلافه شده اید ، مِنم مثل شما نمدانم
به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرینباسلام و عرض ادب امروز چهارم شعبان ولادت با سعادت حضرت ابوالفضل (ع) را به همه ی دوست دارانش تبریک عرض میکنم ، عباسی که آمد تا برادری را معنا دهد ، وفا
با نام و یاد خدا با سلام و عرض ادب ، سیزده بدر و روز طبیعت به همه شما عزیران مبارک باشد سیزده بدر بیا نشین به خانهنزن غر و نگیر تو هی بهانه بشین خانه ، نگاه کن از پنجرهبخوان آواز ، نزن این